معنی فصم
7 بازدید
[ فَ ] (ع مص) شکستن چیزی را بی جدایی. (منتهی الارب). شکستن بی جدا کردن. (مصادر اللغهٔ زوزنی) (از اقرب الموارد). || بریدن چیزی را. (از اقرب الموارد). || ویران شدن خانه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فصم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صم» برای سرودن شعر