معنی فصل کردن
8 بازدید
[ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) جدا کردن. ضد وصل کردن : ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم.مولوی. || سرانجام دادن و تمام کردن کاری : ما را دل از بنها فارغ می باید که باشد که ایشان را بس خطری نیست. کار ایشان را فصل توان کرد. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «فصل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر