معنی فصلالخطاب
7 بازدید
[ فَ لُلْ خِ ] (ع اِ مرکب) پیدا کردن. سخن. || جدا کردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی). || کلامی بلیغ که جدا کند حق را از باطل. (یادداشت مؤلف). الفصل بین الحق و الباطل. (اقرب الموارد). هر کلامی که فصیح و روشن باشد و فرق کننده بود میان حق و باطل. (غیاث): همه گفتار او فصل الخطاب است همه کردار او سحر حلالا.عنصری. بنشست و خطبه کرد و بفصل الخطاب گفت گر مشکلیت هست سؤالات کن تمام. خاقانی. || کلمهٔ اما بعد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || عبارت البینة علی المدعی و الیمین علی المدعی علیه. (یادداشت مؤلف) (از منتهی الارب). رجوع به کلمهٔ فصل شود. || احادیث نبوی که فاصل است میان حق و باطل، یعنی جداکننده است حق را از باطل. (غیاث). رجوع به کلمهٔ فصل شود.
کلمات همقافیه با «فصلالخطاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر