معنی فصفصة
9 بازدید
[ فِ فِ صَ ] (معرب، اِ) معرب از اسفست فارسی. رطبه. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). گیاه اسپست. ج، فصافص. (منتهی الارب). فسفسة. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به فسفسة و اسپست شود.
کلمات همقافیه با «فصفصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر