معنی فصع
6 بازدید
[ فَ ] (ع مص) افشردن رطب تا پوست آن بازشود. (تاج المصادر بیهقی). فشردن خرما به انگشتان تا پوست آن بازشود. و گویند تا از پوست برآید. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فصع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صع» برای سرودن شعر