معنی فشیدن
5 بازدید
[ فَ دَ ] (مص) راندن اسپ و دوانیدن آن بتندی تمام. (آنندراج). تاختن و دویدن. || الحاح کردن و تقاضا نمودن. || یدک کشیدن. اسپ با لگام. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «فشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر