معنی فشو
21 بازدید
[ فَ شْ وْ / فُ شُ وو ] (ع مص) آشکار و پراکنده گردیدن خبر و فضل. (منتهی الارب). انتشار ذکر و خبر و فضل کسی. (از اقرب الموارد). آشکار شدن خبر. (مصادراللغهٔ زوزنی).
کلمات همقافیه با «فشو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شو» برای سرودن شعر