معنی فشست
5 بازدید
[ فِ شْ شِ ] (اِ) آواز نفس زدن مار. فحیح. (فرهنگ فارسی معین) (آنندراج): مار چندند مگر بر سر گنجی به نزاع که زنند اهل جهان اینهمه فشست هم. محمدسعید اشراف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «فشست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر