معنی فشرده شدن
7 بازدید
[ فَ / فِ شُ دَ / دِ شُ دَ ] (مص مرکب) در فشار قرار گرفتن. افشرده شدن. || منجمد شدن و سخت شدن : کعبه پس از تو زمزم خونین گریست ز اشک زمزم فشرده شد، چو حجر کز تو بازماند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «فشرده شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر