معنی فسود
6 بازدید
[ فُ ] (ع مص) تباه شدن. (منتهی الارب) (مصادراللغهٔ زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی). فساد. ضد صلاح. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فسود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر