معنی فسنجان
6 بازدید
[ فِ سِ ] (اِ) نوعی از خورش که از مغز گردو و ناردان و گوشت ترتیب دهند و فسوجن نیز گویند. (ناظم الاطباء). خورشی که از گوشت ماکیان، اردک، مرغابی یا گوسفند با مغز گردو و روغن و رب تهیه کنند و انواع دارد. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به فسوجن شود.[ فِ سِ ] (اِخ) شهری از نواحی فارس. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «فسنجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر