معنی فسقلی
7 بازدید
[ فِ قِ ] (ص) در تداول عوام، سخت خرد. بسیار کوچک. (یادداشت بخط مؤلف). کوچک و ناچیز. ریز و خرد. (فرهنگ فارسی معین). فسغلی. رجوع به فسغلی شود.
کلمات همقافیه با «فسقلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر