معنی فسدة
5 بازدید
[ فَ سَ دَ ] (ع ص، اِ) فسادکنندگان. جِ فاسد. (از آنندراج). در اقرب الموارد و منتهی الارب فَسدی ََ آمده است. رجوع به فسدی شود.
کلمات همقافیه با «فسدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر