معنی فستقان
5 بازدید
[ فَ تَ ] (اِخ) از قرای مرو. (از معجم البلدان). بستگان. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به بستگان شود.
کلمات همقافیه با «فستقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر