معنی فسان

معنی فسان

9 بازدید
[ فَ ] (اِ) اسم فارسی حجرالمسن است. (فهرست مخزن الادویه). سنگی باشد که کارد و شمشیر بدان تیز کنند. (برهان). آن را افسان گویند و فسان مخفف آن است. (انجمن آرا). افسان. اوسان. سان. (از حاشیهٔ برهان چ معین): از این ناحیت (عربستان) خرما خیزد از هرگونه و ... نو سنگ فسان. (حدود العالم). از نواحی مدینه سنگ فسان خیزد که به همهٔ جهان برند. (حدود العالم). و اندر کوههای وی (طوس) معدن سرب و سرمه و شبه و دیگ سنگین و سنگ فسان. (حدود العالم). آن تیغ و سنان را که بدو حرب کند شاه چرخ فلک دولت منصور فسان باد.فرخی. چه حاجتی بفسان روز رزم تیغش را از آنکه سینهٔ اعدای اوست سنگ فسان. فرخی. علم بیاموز تا عالِم یابی تیغ گهربار شو که منْتْ فسانم.ناصرخسرو. در آفرینش برنده بود خنجر او نه تربیت ز فسان یافت نه ز آهنگر. مختاری غزنوی (دیوان ص ۲۰۳). جز حلق مخالفان نشاید مر تیغ ترا فسان دیگر.سوزنی. بادام دو مغز است که از خنجر الماس ناداده لبش بوسه سراپای فسان را.انوری. در کف شاه آن یمانی تیغ را آسمان مکی فسان آمد به رزم.خاقانی. شمشیر هدی تویی که مریخ شمشیر ترا فسان ببینم.خاقانی. خنجر فتنه چو گشت کند در ایام تو حنجر خصم تو است خنجر او را فسان. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۳۵۲). خلق او مستغنی از اوصاف خلق خنجر خورشید کی خواهد فسان؟قاآنی. - فسان زدن؛ تیز کردن. کارد یا شمشیر را به سنگ افسان ساییدن : سیلاب آتش را در تموج آرد و شمشیر خشم شاه را فسان زند. (سندبادنامه). رجوع به افسان شود. || افسانه و حکایت. (از برهان): جهان سربه سر چون فسان است و بس نماند بد و نیک بر هیچ کس.فردوسی. رجوع به افسان و افسانه شود.

کلمات هم‌قافیه با «فسان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید