معنی فسالة
5 بازدید
[ فَ لَ ] (ع مص) ناکس و فرومایه گردیدن. (مصادراللغهٔ زوزنی). ناکس شدن. (تاج المصادر بیهقی). || فسل بودن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فسالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر