معنی فسادی
6 بازدید
[ فَ / فِ ] (ص نسبی) فتنه جو. || سرکش و عاصی. || جنگجو و ستیزه جو. (ناظم الاطباء). || زن فاسد. نابکار. بلایه. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «فسادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر