معنی فزیز
4 بازدید
[ فَ ] (ع مص) دویدن ریم از جراحت. (تاج المصادر بیهقی). روان شدن زخم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فزیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر