معنی فزونی سگالیدن
7 بازدید
[ فُ سِ دَ ] (مص مرکب) برتری خواستن. فزونی جستن. اندیشهٔ برتری در سر پرورانیدن : نبینی که این بدکنش ریمنا فزونی سگالد همی بر منا؟فردوسی. رجوع به فزونی و فزونی جستن شود.
کلمات همقافیه با «فزونی سگالیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر