معنی فزونیمنش
8 بازدید
[ فُ مَ نِ ] (اِ مرکب) منش برتران. بزرگ منشی. مهتری. سروری : چنان دان که اندر فزونی منش نسازند بر پادشا سرزنش.فردوسی.
کلمات همقافیه با «فزونیمنش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر