معنی فزود
5 بازدید
[ فُ ] (مص مرخم، اِمص) اسم از فزودن. مقابل کاست. (یادداشت بخط مؤلف): اگرچه فخر ایران اصفهان است فزود قدرش از فخر جهان است. فخرالدین اسعد.
کلمات همقافیه با «فزود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر