معنی فریومدی
6 بازدید
[ فَ رْ مَ ] (ص نسبی) منسوب به قصبهٔ فریومد. رجوع به فریومد شود.[ فَ رْ مَ ] (اِخ) ابن یمین. رجوع به ابن یمین شود.
کلمات همقافیه با «فریومدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر