معنی فریوانیدن
4 بازدید
[ فِ / فَ ری دَ ] (مص) فریواندن. فریباندن. (فرهنگ فارسی معین): خردهای ایشان را همی به این فریواند تا پیغمبر خدای را همی دروغ زن گویند. (ترجمهٔ تفسیر طبری).
کلمات همقافیه با «فریوانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر