معنی فریمان
7 بازدید
[ فَ ] (اِخ) نام یکی از بخش های تابع شهرستان مشهد که در جنوب بخش طرقبه واقع است. از چشمه سار و قنوات مشروب میشود. محصول عمده اش غله، بنشن، انواع میوه، زیرهٔ سبز و پنبه است. دارای چهار دهستان به نامهای بیوه زن، احمدآباد، سرجام و پائین ولایت است که مجموعاً ۳۷۳ آبادی و ۸۹۸۷۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ فَ ] (اِخ) شهر کوچکی است در مرکز بخش فریمان مشهد که تا پیش از ۱۳۱۳ هـ . ش. قریهٔ بی اهمیتی بیش نبود و طوایف بربری و تیموری در آن ساکن بودند. رضاشاه از نظر موقعیت طبیعی این ناحیه بدان توجه کرد و موجبات آبادانی و شهرسازی درست را در آن فراهم ساخت و اکنون دارای ادارات و بناهای نوساز و خیابانهای متعدد است و در آن بندی ساخته شده که از طریق لوله کشی آب مشروب اهالی را تأمین میکند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ فَ ] (اِخ) دهستان مرکزی بخش فریمان که دارای ۱۲۱ آبادی و ۵۳۲۳ تن سکنه است و بند فریمان در این ده بنا شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ فَ ] (اِخ) نام یکی از دهات استرآبادرستاق از بخش زیارت خواسته رود بوده است. (از مازندران و استرآباد رابینو ترجمهٔ فارسی ص ۱۷۱).[ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد که دارای ۱۹۶ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «فریمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر