معنی فریقة
7 بازدید
[ فَ قَ ] (ع اِ) به یونانی گیاهی است که آن را به فارسی شلمیز و شنبلیله و به عربی حلبه خوانند. (برهان). حلبه است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). به عربی خرمایی است ک با حلبه طبخ نمایند برای نفساء و یا حلبه ای است که با حبوب طبخ نمایند. (فهرست مخزن الادویه). نوعی طعام زچه که از دانهٔ شنبلید یا خرما یا دیگر دانه ها پزند. (فرهنگ فارسی معین). || پاره ای از گوسفندان متفرق و پریشان شده به شب از گلهٔ خود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (فرهنگ فارسی معین). رجوع به فریق شود.
کلمات همقافیه با «فریقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر