معنی فریز کردن
7 بازدید
[ فَ / فِ کَ دَ ] (مص مرکب) بیرین کردن و چیدن پشم گوسفند و بز و امثال آن. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به فریز شود.
کلمات همقافیه با «فریز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر