معنی فریزن
11 بازدید
[ فَ زَ ] (اِخ) دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان که دارای صد تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غلات و میوه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ فَ زَ ] (اِخ) قریه ای است دم دروازهٔ هرات که فریزه خوانند. (از معجم البلدان). رجوع به فریزان شود.
کلمات همقافیه با «فریزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر