معنی فریدی
9 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به فرید یا فریدالدین که نام و لقب است.[ فَ ] (اِخ) ظاهراً از شعرای معاصر سوزنی سمرقندی است زیرا سوزنی در مدیحه ای گفته است : جمله در خدمت تو رقص کنان چه معزی چه فریدی چه رشید.[ فَ ] (اِخ) تیره ای از شعبهٔ شیبانی ایل عرب از ایلات پنجگانهٔ فراس. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۷).
کلمات همقافیه با «فریدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر