معنی فریدالدهر
4 بازدید
[ فَ دُدْ دَ ] (ع ص مرکب) یگانهٔ دهر. یکتای روزگار. فرید. بی مانند: در کمال فضل و متانت علم و تبحر در معقول و منقول فریدالدهر و یگانهٔ روزگار بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «فریدالدهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر