معنی فریج
6 بازدید
[ فَ ] (اِ) رستنی و نباتی است که آن را اگر ترکی خوانند. (برهان). فریز. فریژ. فریژ. فژژ. (از حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به این کلمات شود.
کلمات همقافیه با «فریج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر