معنی فریبنده

معنی فریبنده

6 بازدید
[ فِ / فَ بَ دَ / دِ ] (نف) فریبکار. فریبا. فریب دهنده : تو با این فریبنده مرد دلیر ز دریا گذشتی بکردار شیر.فردوسی. تژاو فریبنده گفت ای دلیر درفش مرا کس نیارد بزیر.فردوسی. چنین است کار روزگار و دنیای فریبنده که حالها بر یکسان نگذارد. (تاریخ بیهقی). تعجب بماندم از حال این دنیا که فریبنده است. (تاریخ بیهقی). در این دنیای فریبندهٔ مردم خوار چندانی بمانم که کارنامهٔ این خاندان بزرگ برانم. (تاریخ بیهقی). فریبنده گیتی شکارت نگیرد جز آنگه که گویی گرفتم شکارش. ناصرخسرو. بدین دهر فریبنده چرا غره شدی خیره ندانستنی که بسیار است او را مکر و دستانها. ناصرخسرو. دیو است جهان، صعب فریبنده مر او را هشیار خردمند بخسته ست همانا. ناصرخسرو. حرص فریبنده را بر عقل رهنمای استیلا ندهد. (کلیله و دمنه). گرچه فروزنده و زیبنده است خاک بر او کن که فریبنده است.نظامی. سروش درفشان چو تابنده هور ز وسواس دیو فریبنده دور.نظامی. ز هرچ آن نیابی شکیبنده باش به امید خود را فریبنده باش.نظامی. || دلربا. دلفریب : شه شهریاران تهی کرده جای فریبنده را گفت نزد من آی.دقیقی. چو سودابه او را فریبنده گشت تو گویی که زهر گزاینده است.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «فریبنده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید