معنی فریبان
[ فِ / فَ ] (نف، ق) در حال فریبیدن و فریفتن. (یادداشت بخط مؤلف): گرد گردان و فریبانت همی برد چو گوی تا چو چوگانت بکرد این فلک چوگان باز. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «فریبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر