معنی فروند
[ فَ رْ وَ ] (اِ) چوبی باشد که در پس در کوچه اندازند تا در گشوده نگردد. (برهان). رجوع به فرونده شود.[ فَ رْ وَ ] (اِ) لغتی است برای واحد کشتی و هواپیما و جز آن به کار رود: یک فروند کشتی. یک فروند هواپیما... (یادداشت بخط مؤلف). یک دستگاه. یک عدد: امر همایون خطاب به نظام الملک والی دکن مبنی بر سرانجام بیست فروند کشتی کوه اندام دریاشکاف صادر گشته. (از دُرّهٔ نادره چ شهیدی ص ۵۸۰).
کلمات همقافیه با «فروند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر