معنی فروغ گرفتن
5 بازدید
[ فُ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) رونق گرفتن.آراسته شدن : اگر کشور از من نگیرد فروغ بگوی، و مگوی ایچ گونه دروغ.فردوسی. فروغ از تو گیرد روان و خرد انوشه کسی کو خرد پرورد.فردوسی. || شاد شدن و به چیزی امید بستن : که من زین سخنها نگیرم فروغ نگردم به هر جای گرد دروغ.فردوسی. || اعتبار یافتن. (یادداشت بخط مؤلف): هر آن کس که بسیار گوید دروغ به نزدیک شاهان نگیرد فروغ.فردوسی. رجوع به فروغ شود.
کلمات همقافیه با «فروغ گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر