معنی فروغی
4 بازدید
[ فُ ] (اِخ) ابوالحسن... فرزند محمدحسین ذکاءالملک اصفهانی است. ابوالحسن در سال ۱۳۰۱ هـ . ق. در تهران متولد شد و پس از تحصیل علوم قدیمه و جدیده به تدریس تاریخ و جغرافیا پرداخت. وی مدتی رئیس دارالمعلمین عالی تهران (دانشسرای عالی) بود و در زمان او به این مؤسسه رونقی داده شد. از آثار او یکی مثنوی شیدوش و ناهید و دیگر دو رساله موسوم به سرمایهٔ سعادت و اوراق مشوش است. فروغی در سالهای اخیر چندان به گفتن شعر نمی پرداخت و بیشتر متوجه مطالعات و تألیفات فلسفی بود و مدتی نیز به استادی دانشگاه تهران منصوب شد و عضویت فرهنگستان را نیز به او اعطا کرده بودند. (از تاریخ ادبیات معاصر تألیف رشیدیاسمی صص ۷۹-۸۰). وی در سال ۱۳۳۸ هـ . ش. در تهران درگذشت.[ فُ ] (اِخ) ذکاءالملک. محمدحسین. رجوع به فروغی، محمدحسین شود.[ فُ ] (اِخ) ذکاءالملک. رجوع به فروغی، محمدعلی شود.[ فُ ] (اِخ) محمدحسین اصفهانی، ملقب به ذکاءالملک. ادیب و نویسنده بود. تولد او به سال ۱۲۵۵ هـ . ق. اتفاق افتاد و به سال ۱۲۸۹ هـ . ش. / ۱۳۳۵ هـ . ق. درگذشت. وی در جوانی برای تجارت رهسپار هند شد و کشتی او در این سفر دچار طوفان و مال التجاره اش غرق گردید. ناچار در بندر لنگه پیاده شد و به جهرم و فسا سفر کرد و از آنجا به یزد رفت و در آن شهر مدتی زندانی بود. سپس به کرمان سفر کرد و تحت حمایت وکیل الملک قرار گرفت و قصایدی برای او سرود. آنگاه برای زیارت عتبات عازم شد و در کرمانشاه با چند تن از مشایخ ملاقات کرد و در زمرهٔ اهل سلوک درآمد. سپس راه کربلا و نجف را پیش گرفت. در بازگشت به تهران مورد توجه صنیع الدوله وزیر انطباعات قرار گرفت و بتوسط او به دربار ناصرالدینشاه راه یافت و به فرمان شاه تخلص فروغی برگزید و بمدیریت و مترجمی دارالطباعه منصوب شد. روزنامه های ایران، شرف، رسمی و اطلاع که دولتی بودند غالباً با انشای او نوشته میشد. وی در سال ۱۳۰۸ هـ . ق. رئیس دارالطباعه گردید. در سال ۱۳۱۱ هـ . ق. لقب ذکاءالملک گرفت و در همان اوان به انتشار روزنامهٔ «تربیت» دست زد. در ۱۳۱۷ هـ . ق. به معلمی ادبیات مدرسهٔ علوم سیاسی منصوب گردید. وی تألیفات متعددی در بدیع و عروض و قافیه و تاریخ شعرا دارد. (از فرهنگ فارسی معین).[ فُ ] (اِخ) محمدعلی... فرزند محمدحسین خان فروغی اصفهانی، ملقب به ذکاءالملک. در سال های اواخر قرن سیزدهم هجری متولد شد، در کودکی به تحصیلات قدیمه پرداخت و در سال ۱۳۱۰ هـ .ق. وارد مدرسهٔ دارالفنون شد. در آنجا رشتهٔ پزشکی را برای تحصیل برگزید و پس از سالهای دراز چون این رشته را مناسب آمال خود ندید به فلسفه و ادبیات پرداخت. در سالهای آخر سلطنت ناصرالدینشاه قاجار عضو دارالترجمهٔ سلطنتی شد. در دوران مظفرالدینشاه معلم یک مدرسهٔ ملی بود و پس از آن معلم مدرسهٔ علوم سیاسی گردید. پس از درگذشت پدرش لقب ذکاءالملک به او اعطا گردید و ریاست مدرسهٔ علوم سیاسی نیز به وی واگذار شد. در سال ۱۲۹۰ در کابینهٔ صمصام السلطنه وزیر مالیه شد و سپس در کابینهٔ دوم صمصام السلطنه به وزارت دادگستری برگزیده شد. پس از چندی استعفا داد و ریاست دیوان عالی تمیز را پذیرفت. در کابینهٔ مشیرالدوله نیز وزارت عدلیه به عهدهٔ او بود. پس از جنگ جهانی اول به عضویت هیأت نمایندگی ایران به کنفرانس صلح پاریس رفت و در این سفر مشاورالملک و علاء نیز همراه وی بودند. در کابینهٔ مستوفی الممالک که مقارن دورهٔ چهارم مجلس تشکیل شد، فروغی برای مقام وزارت امور خارجه دعوت شد. در دوران سلطنت رضاشاه وی به ریاست وزراء رسید و اولین نخست وزیر دورهٔ سلطنت خاندان پهلوی بود. پس از دورهٔ کوتاه نخست وزیری تا سال ۱۳۱۲ هـ . ش. عهده دار مشاغلی، از قبیل: وزارت جنگ، نمایندگی ایران در جامعهٔ ملل، سفارت کبرای ایران در ترکیه، وزارت اقتصاد و جز آن بود. در سال ۱۳۱۲ دیگر بار پس از استعفای مخبرالسلطنهٔ هدایت نخست وزیر شد و تا ۱۳۱۴ در این سمت باقی بود. از آن پس تا شهریور ۱۳۲۰ هـ . ش. از کار کناره گرفت و به مطالعه و تصنیف و تألیف پرداخت. روز پنجم شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه بار دیگر وی را به تشکیل دولت مأمور کرد و همین دولت بود که قرارداد سه جانبهٔ ایران و روس و انگلیس را به امضاء رساند و آسیب جنگ جهانی را تا اندازه ای از ایران دور کرد. در پایان سال ۱۳۲۰ هـ . ش. از نخست وزیری استعفا داد و به وزارت دربار منصوب شد و سپس سفارت کبرای ایران در آمریکا بدو محول شد و یک سال بعد در روز پنجم آذرماه درگذشت. از آثار او، این کتابها قابل ذکر است: ۱- تاریخ ایران. ۲- تاریخ ملل شرق. ۳- تاریخ رم. ۴- آداب مشروطیت. ۵- فیزیک مختصر. ۶- علم ثروت. ۷- اندیشهٔ دور و دراز. ۸- حکمت سقراط. ۹- سیر حکمت در اروپا. ۱۰- پیام به فرهنگستان. ۱۱- سماع طبیعی. ۱۲- آیین سخنوری و دو خلاصه و گلچین از شاهنامه و دیوان حافظ. (نقل به اختصار و تصرف از کتاب مردان خودساخته).[ فُ ] (اِخ) مولانا... از قزوین است. مرد عجیبی است و اجتماع نقیضین عقل و جهل از سخنش پیداست و عجب تر آنکه در عقل و فهم کسی را مساوی و حتی ده یک خود نمیداند. به هندوستان سفری کرده و مبلغی وجه معاش از آنجا با خود آورده و اکنون (یعنی زمان شاه عباس صفوی) در قزوین دکان جواهرفروشی دارد. اغلب غلامان خود را پشت سر می اندازد و خواجه وار راه میرود. او راست: بیرون خرام مست و برافکن نقاب را سرگرم لطف ساز شهید عتاب را پیشم چو لب بحرف گشودی حیا مکن دستور ده ز بزم خود امشب حجاب را خو با فراق کرده ندارد مذاق وصل راحت الم بود دل پراضطراب را... (از مجمع الخواص صادقی کتابدار ص ۲۸۴). این شاعر با توجه به همزمانی او با مؤلف مجمع الخواص از شعرای اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری است.[ فُ ] (اِخ) نیشابوری. از ولایت نیشابور است. از اوست این مطلع: دور از رخ تو دیدن اغیار مشکل است نادیده وصل گل ستم خار مشکل است. (از مجالس النفائس ص ۱۶۵). این شاعر از شعرای گمنام قرن نهم هجری و معاصر امیر علیشیر نوایی بوده و در مآخذ دیگرنامی از او نیست.
کلمات همقافیه با «فروغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر