معنی فروغمندی
5 بازدید
[ فُ مَ ] (حامص مرکب) درخشانی. نورانی بودن : پیشانیش از فروغمندی صبح دو جهان بسربلندی. شیخ ابوالفیض فیضی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «فروغمندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر