معنی فروط
5 بازدید
[ فُ ] (ع مص) پیشی نمودن. || پیش درآمدن. (منتهی الارب). || (عربی مغرب) جنگ دریایی. (از دزی ج ۲ ص ۲۶۳).
کلمات همقافیه با «فروط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر