معنی فروش کردن
6 بازدید
[ فُ کَ دَ ] (مص مرکب) بفروش رسانیدن. فروختن متاع یا هر چیز دیگر. رجوع به فروش شود.
کلمات همقافیه با «فروش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر