معنی فرودآوریدن
6 بازدید
[ فُ وَ دَ ] (مص مرکب) فرودآوردن. منزل دادن : ز دیبا سراپرده ای برکشید سپه را به منزل فرودآورید.فردوسی. بدین گونه تا شهر همدان رسید بجایی که لشکر فرودآورید.فردوسی. بکاخیش نرسی فرودآورید گرانمایه جایی چنانچون سزید.فردوسی. رجوع به فرودآوردن شود.
کلمات همقافیه با «فرودآوریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر