معنی فرهٔ ایزدی
269 بازدید
[ فَ رْ رَ یِ زَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) نوری است از جانب خدای تعالی که بر خلایق فایز می شود که بوسیلهٔ آن قادر شوند بریاست و حرفتها و صنعتها و از این نور آنچه خاص است بپادشاهان بزرگ عالم و عادل تعلق گیرد... (از برهان تلخیص از توضیح کلمهٔ خوره): پدید آمد آن فرهٔ ایزدی برفت از دل بدسگالان بدی.دقیقی. ز من بگسلد فرهٔ ایزدی گر آیم به کژی و نابخردی.فردوسی. چنان شاه پالوده گشت از بدی که تابید از او فرهٔ ایزدی.فردوسی. بدو گفت موبد انوشه بدی جهاندار با فرهٔ ایزدی.فردوسی. آنکه همی درخشد از روی او رادی و فضل و فرهٔ ایزدی . فرخی. ز سر تا قدم صورت بخردی پدیدار از او فرهٔ ایزدی.نظامی. رجوع به فر و خورده شود.
کلمات همقافیه با «فرهٔ ایزدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر