معنی فرهنگ کشیدن
6 بازدید
[ فَ هَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) خوابانیدن شاخهٔ درخت و خاک ریختن بر آن تا ریشه دواند و از آن نهال دیگر به دست آید: هر درخت کوچک که شاخهای آن بزمین نزدیک باشد فرهنگ کشد. (فلاحت نامه). رجوع به معانی فرهنگ و فرهنج شود.
کلمات همقافیه با «فرهنگ کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر