معنی فرهنگ بستن
6 بازدید
[ فَ هَ بَ تَ ] (مص مرکب) کنایت از فرهنگ ساختن. تألیف و تدوین کردن فرهنگ : از کتاب عشق درسم فقرهٔ دیوانگی است من نمیدانم کدامین عاقل این فرهنگ بست. علی خراسانی (از آنندراج). رجوع به فرهنگ شود.
کلمات همقافیه با «فرهنگ بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر