معنی فرهنگدان
6 بازدید
[ فَ هَ ] (نف مرکب) عالم. خردمند. دانشمند: شاه فرهنگ دان شعرشناس بیش از آن داستان که بود قیاس.نظامی. رجوع به فرهنگ شود.
کلمات همقافیه با «فرهنگدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر