معنی فرهادآباد
6 بازدید
[ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش دره شهر شهرستان ایلام، واقع در پانزده هزارگزی باختر دره شهر و شش هزارگزی شمال راه مالرو ایلام. ناحیه ای است کوهستانی، گرمسیر و دارای ۱۸۲ تن سکنه. از رودخانهٔ سیکان مشروب میشود. محصولاتش غلات، لبنیات، برنج و حبوبات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ فَ ] (اِخ) دهی است از بخش صالح آباد شهرستان ایلام. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ۳۵۳ تن سکنه. آب آن از چشمه ها مشروب می شود. محصولاتش غلات، ذرت و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند و از طایفهٔ ملکشاهی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سارال بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۵۴هزارگزی جنوب باختری دیواندره و ۲۱هزارگزی جنوب باختری گاوآهن تو. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ۵۰ تن سکنه. از چشمه مشروب می شود. محصولاتش غلات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لک بخش قروهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۳۷هزارگزی شمال باختری قروه، کنار رودخانهٔ بای تمر و راه عمومی مالرو قروه به بیجار. ناحیه ای است واقع در دشت، سردسیر و دارای ۵۰ تن سکنه. از چشمه و رودخانهٔ بای تمر مشروب می شود. محصولاتش غلات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. و صنایع دستی زنان آنجا قالیچه، جاجیم و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «فرهادآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر