معنی فرنجه
6 بازدید
[ فَ / فِ رَ جَ ] (اِخ) نام ولایتی است و بندری بر ساحل دریای فرنگ. (برهان). بندر نیست، همان کشور فرانسه است: بر قسطنطنیه بگذرد و زمین برجان و فرنجه و شمال اندلس، و به دریای محیط رسد. (التفهیم ابوریحان بیرونی ص ۲۰۰).
کلمات همقافیه با «فرنجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر