معنی فرنجمسک
5 بازدید
[ فَ رَ مِ / مُ ] (معرب، اِ) قرنفل بستانی است. معرب پرنجمشک. (منتهی الارب). افرنجمشک. اصابع الفتیات. بالنگوی صحرایی. بقلةالضب. (یادداشت به خط مؤلف). فرنجمشک.
کلمات همقافیه با «فرنجمسک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سک» برای سرودن شعر