معنی فرنب
6 بازدید
[ فِ نِ ] (ع اِ) بچهٔ موش از کلاکموش. (منتهی الارب). بچهٔ یربوع. (فهرست مخزن الادویه). ام راشد. فویسقة. (یادداشت به خط مؤلف). موش یا بچهٔموش از یربوع. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فرنب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نب» برای سرودن شعر