معنی فرموده آمدن
4 بازدید
[ فَ دَ / دِ مَ دَ ] (مص مرکب) فرموده شدن. امر شدن. حکم شدن : مردم ولایت را فرموده آمده است تا کار حج راست کنند. (تاریخ بیهقی). این نخستین خدمتی است که فرزند تو را فرموده می آید. (تاریخ بیهقی). رجوع به فرمودن شود.
کلمات همقافیه با «فرموده آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر