معنی فرمایش
3 بازدید
[ فَ یِ ] (اِمص) امر و حکم. (آنندراج). امر. حکم. دستور. (یادداشت به خط مؤلف). فرمودن. حکم و امر و فرمان و دستور. (ناظم الاطباء). || در تداول بازار، سفارش که برای تهیهٔ جنسی دهند. (از یادداشت به خط مؤلف). توصیه و سپارش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «فرمایش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر