معنی فرمان پذیرفتن
6 بازدید
[ فَ پَ رُ تَ ] (مص مرکب) فرمان بردن. فرمان برداری کردن. اطاعت امر دیگری نمودن : چنین داد پاسخ سخنگوی پیر که فرمان دهم من تو فرمان پذیر.نظامی. تا کنون فرمان پذیرفتن ز شاه بعد از آن فرمان رساندن بر سپاه.مولوی. رجوع به فرمان شود.
کلمات همقافیه با «فرمان پذیرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر